تبليغاتX
๑۩شبهاي چالوس۩๑

اگه عاشق كسی باشی دوست داری همه چيز را در موردش بدونی:

اينكه آن كيه؟ به چی فكر می كنه؟ چه چيز خوشحال و چه چيز ناراحتش می كنه؟

به او و احساسش اهميت ميدی، با خوشحاليش خوشحال می شوی و با ناراحتيش غمگين و پريشان . از صحبت كردن باهاش لذت می بری و شاد می شوی او چيزهايی می گه كه باعث تمايزش با ديگران ميشه و تو اين را دوست داری علتش را نميدونی البته دانستنش هم برايت اهميتی نداره او را همين طور كه هست دوست داری.

فكرت سراسر از ياد و انديشه اوست بی دليل به فكرت ميايد و از خودت می پرسی آيا به اندازه ای كه به او فكر می كنی او به شما فكر می كنه؟

هنگامی كه عاشق باشی ديگه رادارت برای رديابی ديگران خوب كار نميكنه و بقيه درمقايسه با فرد مورد علاقه ات جالب نخواهند بود .

قدم زدن با او زيباترين راه گذراندن يك بعد از ظهر است به خصوص وقتی كه از او دوری، آرزو ميكنی كه پيشت بود. سعی می كنی با اينكه برخی از كارها برايت خوشايند نيست ولی به خاطر خواسته ی او بدون جبهه گيری و مخالفت به انجام آنها بپردازی .

اگه آن آخرين چيزی است كه پيش از خوابت به فكرت می آيد و اولين چيزی است كه بعد از بيدار شدن به ذهن شما خطور می كنه و حتی چندين بار رويای او را ديدی، ديگه لازم نيست ادامه بدهم كه عاشق شده ای يا نه.

به آينده ای فكر می كنی كه او جزيی از آن است آينده ای نا محدود....

حالا شما عاشقید ؟ چقدر طرف مقابلتون رو می شناسید ؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 4:5 توسط --{\/\/}-- |


بدون شرح

              

          

               

             

           

باورتون میشه نقاشیه؟ 

 !!!!!!!!!!!!!!!

ديدار زيدان با احمدی نژاد

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 3:41 توسط --{\/\/}-- |


اگر شما " انسان با کلاسي هستيد که هيچ !!! در غير اين صورت بايد از هر فرصتي براي نشان دادن اين موضوع استفاده کنيد . شايد باورتان نشود ولي شما مي توانيد از جراحت خود نيز براي کلاس گذاشتن استفاده کنيد فقط کافيست جواب هاي زير را با اندکي قيافه موجه بيان کنيد:


* اگرشصت پاي شمازيراجاق گازگير کرده و شما ان را باند پيچي کرده ايدهرگاه علت آن را از شما جويا شدند بايد جواب دهيد : "موقع تکان دادن پيانوي بابام پام مونده زيرش"


* اگر صورت شما بر اثر جوشکاري زير آفتاب سوخته بايد بگوييد : "از اسکي آخر هفته نمي توانم بگذرم"


* اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوي مدرسه دخترانه به زمين خورده ايد در جواب بايد بگوييد : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کرديم"


* اگر انگشت دست شما به ماهيتابه پياز داغ چسبيده علت آن را چنين بيان کنيد : "ديشب با قهوه جوش اينجوري شد"


* اگر بر اثر ضربه ي چکش ناخن شما شکسته بايد بگوييد : "به سيم گيتارم گير کرده"


* اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپني زير چشم شما کبود شده جوابتان اين باشد : "چند روز پيش توپ تنيس به صورتم خورد"


* اگر صورت شما بر اثر خوردن خرماي خيرات و چاي و شيريني مملو از جوش شده علتش را چنين وانمود کنيد: "که خواهرتان از هلند شکلات زيادي اورده است"


* اگر ميني بوس شما در جاده خاکي چپ کرد و حسابي مجروح شديد بسيار عصباني بگوييد : "الکي مي گويند زانتيا ايربگ داره "


* اگر کف دست شما به قوري سماور چسبيد بگوييد:"حواسم نبود ميله ي شومينه زيادي داغ شد"


* اگر موها و ابروهاي شما در چهار شنبه سوري سوخت جواب دهيد:"بچه همسايه را از ميان شعله هاي آتش بيرون کشيدم!

ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 2:57 توسط --{\/\/}-- |


این عکس ها رو هم لینک کردم

 

خب بچه ها فيلم مارمولک رو که يادتون مياد ، که اگه جلو پخشش رو نگرفته بودن به پر فروش ترين فيلم تاريخ سينماي ايران تبديل مي شد ، حالا فکر کنم مارمولک واقعي پيدا شده  باور ندارني پس ببينين :


http://i10.tinypic.com/2ihwkld.jpg


اين هم يه صحنه کاملا ورزشي و خنده دار


http://i9.tinypic.com/2ey7zhg.jpg


چند تا عکس منحصر به فرد از عشق بازي يه دختر و پسر در پارک ملت تهران !!!

پارک۱  


پارک۲


 

پارک۳


 

پارک۴


نبینی از دست رفته هاااا

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 2:33 توسط --{\/\/}-- |


نظر فراموش نشه

+ نوشته شده در دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 4:29 توسط --{\/\/}-- |


(اين نامه رو مينويسم ولي كاري به وبم نداشته باشيد. بابا يه ذره انتقاد پذير باشيد فيلتر نكنيد. اگه هم ميخواييد فيلتر كنيد بگيد من نامه رو پاك كنم باشه آفرين.)

(اين مطلب رو از يكي دزديدم كه اون هم از يكي دزديده بود ) دزد كه از دزد بزنه ميشه شاه دزد

حضور محترم برادر گرامی جناب آقای جرج بوش

با درود بیکران به روح پر فتوح بنیانگذار آمریکا حضرت ابراهام لینکلن و با سلام و احترام به روان پاک شهدای ویتنام و جنگ با سرختپوستان و همچنین کشته شده های سونامی و دیگر سیلزده های روستاهای امریکا- اینجانب محمود احمدی نژاد فرزند احمد متولد ۱۳۴۸ شماره شناسنامه ۴۵۶ صادره از گرمسار وکالت بلا عزل از سوی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله امام خامنه ای (سه تا صلوات) دارم تا به شما نامه بنویسم و شما را از حمله به ایران و نابودی نظام مقدس جمهوری اسلامی منصرف کنم و شما را به صلح و صفا و دوستی و برابری و برادری و اینجور چیزای غربزدگی دعوت کنم.

برادر جرج!

بیایید با هم آشتی کنیم. قهر کار بچه هاست. هرچه بوده تمام شد. ما یه خورده خامی کردیم و یه حرفایی زدیم شما بیخودی جدی گرفتید. بجان شما قضیه غنی سازی و کیک زرد همش خالی بندی بود. فکر میکردیم شما عقب نشینی میکنید. اصلا همه این سینی کیک زرد که خریدیم مال خودتون. ما نخواستیم. خوبه؟ راحت شدید؟

جرجی جان! نکند یه بار گول اون خانوم کاندولیزارایس را بخوری و دستور حمله بما رو بدی. ما میتونیم با هم رفیق باشیم. ما میتونیم به شما در همه زمینه ها کمک کنیم. مثلا میتونیم برادران بسیجی مون را بفرستیم آمریکا برایتان اورانیوم غنی کنند. ما میتوانیم دستاوردهای منحصر بفرد علمی خودمان را در زمینه کیک زرد و شله زرد را در اختیار دانشمندان شما قرار دهیم. اصلا میتوانیم برایتان ژاندارم خلیج فارس بشیم تا هرکس بدون مایو توی خلیج فارس شنا کرد دستگیرش کنیم و تحویل شما بدهیم.

آقا جرج! بجای این همه فحش و دعوا بیا دست خانم بچه ها را بگیر همین جمعه ناهار تشریف بیارید منزل ما. یه لقمه نون و پنیر با هم بخوریم و دور هم جمع باشیم. اگه دوست داشتی خانم بچه ها را یه خورده زودتر بیار بزار منزل ما تا من و شما با هم بریم نماز جمعه. میریم اون صف اول میشینیم که تلویزیون ما را زیاد نشون بده. بعد میریم جلو لانه جاسوسی یه خورده شعار میدیم و برمیگردیم خونه. نهاری رو با هم میزنیم. بعد یه چرت بعد از غذا. بعدش هم فیلم سینمایی بعد از ظهر جمعه رو از صداو سیما نگاه میکنیم. عصر وقتی هوا خنک شد خواستید میتونید تشریف ببرید.

آقا جواد! (همان جرج سابق) خدای نکرده از دست من دلخور نباشی ها. من اگر گفتم اسرائیل باید حذف شود بجون بچه هات شوخی کردم. ماشالله خودت فهمیده هستی و سرت تو حساب و کتابه. میدونی که ما اگه این حرفا رو نزنیم چطوری مملکت رو اداره کنیم؟

ببین جرجی جان!اگر هم یه زمانی هوس کردی که به ما حمله کنی بالاغیرتن از قبل یه ندا به ما بده که زود دربریم و زیر دست و پا له نشیم. چاکرتیم به مولا.

جواد آقا! منتظرتم روز جمعه. یادت نره. با خانم بچه ها. تعارف نمیکنم. حتما تشریف بیارید. قدم تون رو چشم

+ نوشته شده در دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 4:7 توسط --{\/\/}-- |


دروغ پسرانه : 1. خیلی میخوامت(ماشاالله پسرها همه رو میخوان) ?.همیشه به یادتم(مخصوصا موقع لالا) ?.تا اخرش با هاتم(ولی از یه نوع دیگش) ?.غیر تو به هیچکسی فکر نمیکنم(اره جون عمت) ?.من بهت اعتماد کامل دارم(مخصوصا در حین تلفن پشت خطی داشته باشی) ?.تا حالا با هیچ دختری انقدر صمیمی نبودم(به جز خواهرم

ترکه می ره مهمونی بهش می گن راحت باش، می گوزه!!!!

ترکه میاد شیشه عینکش را پاک کنه ، جو میگیردش خانه تکانی میکنه.

تهرونيه و رشتيه و اصفهونيه ميرن قهوه خونه ، سه تا نسكافه براشون ميارن تو هر كدوم يه سوسك افتاده بوده ، تهرونيه نسكافه رو مي ريزه دور ، رشتيه سوسك رو در مياره نسكافه رو ميخوره اصفهونيه سوسكو مياره بيرون ميگه يالا هر چي خوردى بريز سر جاش

تركه ميميره، باباش رضايت نميده!

تركه پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره

به ترکه میگن به انگلیسی بگو دلم هوات و کرده....میگه my hurt fuck your air)

زنه رشتیه بهش میگه: آقاجان! یه کفش واسه ما نخریدی‌ها! رشتیه میگه: ای خانم جان! تو که لنگات همیشه هواست کفش میخوای چیکار؟
 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 1:49 توسط --{\/\/}-- |