زندگي مرگ است و مرگ است زندگي ...پس درود بر مرگ و مرگ بر زندگي لطفا متن زير را باداد و فرياد و عصبانيت بخوانيد
VF___.......___......___KV
آخر آخر آخر آخر
اونجایی رو که فکرش رو میکنی میرسه
آخر آخر آخر آخر
اون لحظه لعنتی که فکرش رو میکنی میرسه
آخر آخر آخر آخر
اون گندی رو که فکرش رم نمیتونستی بکنی میرسه
اون لحضله ایی که خشم و نفرت تمام وجودت رو گرفته فرا میرسه
تازه اون موقع اس که میتونی حرف های منو و حسمو رو بفهمی
تازه اون موقع اس که به قول مرلین فقط چهار تا حرف بیشتر واسط نمی مونه
.................................... F___.......___......___K
Yلحظه ای بی پروايی .. و بعد پروازY
تصّور کن
..زمزمه های مداوم
... ...
دنیایی تیره وتار
تلاطم وحشت در چشمان بی گناهت
هووووووووووم بگویید زندگی زیباست
...
hcvch
مرلین منسون :
من برای نشون دادن پستی و رذالتانسانها آفريده شدم و چون من با ظاهرم و کارهام
شخصيت واقعی بشر رو آشکار ميکنم ، همه از من
نفرت دارن..حالا تازه فهمیدم چرا همه از من نفرت دارن!!!
میتونی عدالت خدارو رو تو چند تا جمله ی زیر درکش کنی:
یکی می خنده
یکی گريه می كنه
یکی غذاهای خوش مذه می خوره
یکی نون خشك می خوره
یکی لباس هاي آنتیک می پوشه
یکی لباس هاي پاره می پوشه
یکی تو برج زندگی ميكنه
یکی تو چادر زندگی ميكنه
یکی ماشينای مدل بالا داره
یکی همه جا پياده ميره
یکی واسه فردا ثانيه شماری ميكنه كه زودتر به پولش برسه
یکی از خدا می خواد كه طلوع فردا رو نبينه
یکی نگران خريد يه ماشين آخرين مدل واسه بچشه
یکی نگران زنده موندن بچشه
حالا اونی که میگه تهِ تهِ عدالته کجاست؟
اوووووووووووووغ...اون سطل بده به من!حالم داره بهم می خوره!!!
cvc
weet dream
من ...
آخرين واژه های گمنامم که از حلقوم يخ زده ی زمان بيرون می آيند.
تو ...
سکوتی هستی عميق ...
و او ...
مسافری بود ...
گذشت و رفت. جاده او را صدا ميزد.
حسرت خورشید یا لذت ستاره؟؟؟؟؟؟؟؟
اگر تمام شب را در حسرت از دست دادن خورشيد سر كني
لذت ديدن ستاره ها را هم از دست مي دهي.
w
w
خیال پرواز بیهوده بود
نه پری در کار بود نه آسمانی
w
w
هی تو مرد خوب گوش کن میخوام یه حقیقت تلخ رو بهت بگم
زندگی
یا همون کلمه بی معنی شایدم خیلی با معنی
بستگی به موقعش داره یه موقعه ها نمی خوای
ازش دل بکنی بعضی موقعه ها حتی از دست
خدا هم گله میکنی که چرا زنده نگرت داشته.
یه روز انقدر بهت خوش میگذره که دوس نداری
به فردا برسهیه روزم انقدر از همه چیز بدت میاد
که فقط آرزوی مرگ میتونه آرومت کنهمرگ وای
خیلی کلمه قشنگیهمن همیشه اینو میگم واقعا
کلمه قشنگیه حتی قشنگتر از کلمه ایی که یه
دنیا آدم روش قشم می خورن عشق رو میگم.
من هر موقعه که کلمه مرگ رو میبینم یه جوری
میشم یه حالت قشنگ احساس راحتی میکنم
با این کلمه هر موقعه که این کلمه رو میبینم تازه
میتونم به بقیه کلمه های قشنگ و زشت معنی
بدم به زندگی به عشق به رفیق به مامان به بابا به
خدا به خودم به قشنگیا به کثیفی ها به همه
چیزایی که آدم از یه کلمه تو ذهنش خیلی معنی
واسه خودش داره .
مرگ یا بهتر مرگ آرام که من واقعا خیلی دوسش دارم
حتی بیشتر از خودم راستش این دفعه حس مطلب
نوشتن نداشتم یه حس خاصی داشتم نه عاشق نشدم
نه تو عشقم شکست نخوردم نه فقط اینکه تازگی ها
زیاد از خودم خوشم نمیاد راستش رو بخوای یه چند
وقتی هست که اینجوری شدم دیگه با هیچ چیز خاصی
با هیچ کار خاصی و با هیچ شخص خاصی احساس
نزدیکی کامل ندارم حتی با خودم حتی خودمی که
همیشه باهامه نمیدونم اسمش رو باید چی گذاشت.
راستش دلم هوس یه چیزی کرده خودشم نمیدونه
راستش دلم هوس یه کسی رو کرده و نمیدونه اون کیه
راستش دلم هوس یه کاری رو کرده و نمیدنه اون کار چیه
راستش دلم نمیدونه که گرفته یا دیونه شده
راستش دلم نمیدونه دوس داره عاشق باشه یا بزنه
به بی خیالیرو راست بگم دیگه دلم باهام رو راست
نیستدلمم از دلم خسته شده
دلمم از خودمی که هستم خسته شده
اه اه
آدمهای احمق و نادونی كه ظاهرا ميشه
تضادهای درونيشون
رو خيلی راحت تشخيص داد، حاليشون نيست.
آدمـهای مو فرفری و دراز كه انـدازه ی بز .
آدمهای سوسك صفت !!!چیه؟؟ واسه چی اونجوری نیگا میکنی گوسفند؟؟ به من چه که توام دراز مو فرفری تشریف داری
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 19:26 توسط --{\/\/}-- |